پدر

خرید بک لینک

باغ وقتی ياد بلبل ميکند ! اشک در چشمان گل ، گل ميکند ...

چشم های حيرانم به هر سو که می نگرد ، بار ديگر جمع سيه پوشی را می بيند

که مرا با خود به وادی خاطرات رهنمون می سازد ! خاطراتی نه شيرين ، بلکه تلخ !

به تلخی اشک چشم کودکان يتيم ، نه ! تلختر همچون نگاههای مبهم و هنوز

ناباورانه يک همسر ! و شايد به تلخی خميدگی پشت يک برادر يا خواهر !

و تلخ تلخ همچون مزه نداشتن پدر !!!


پدر يادت می آيد !؟ پنج سال پيش ! آری درست پنج سال پيش ، من باور کردم که تو

رفتی ! اما تو باور نکردی که ما پژمرديم ، شکستيم و تنها شديم!

حال ببين و باور کن !!

پنج سال پيش سيه پوشان اين جمع مرا به ياد دارند که چه بيتابانه و کودکانه در هفت

روزگی يتيميم برايشان ميخواندم و ضجه ميزدم و زخمهای دلم را همچون نيشتری بر

قلبشان فرو ميبردم، اما ميدانم که اينان به من حق ميدادند و مرا می بخشيدند !!

حق می دادند چون ميدانستند که بی بابايی چه دردناک است و اگر همه نمی

دانستند ، لااقل بی باباهای آن جمع می دانستند!

می دانستند چون آنها هم در فراق بابا شکستند و پژمردند !!


اما امروز صبورتر شدم و ضجه نمی زنم ! بی صدا ميگريم تا نکند سوز گريه ام

دل مادر را بسوزاند !!

صبورتر شدم و ناله نميکنم تا نکند ناله هايم کودکان شيرين بابا را ، باز به ياد بابا

بيندازد !!

صبورتر شدم و ناله نميکنم !!!

صبورتر شدم و غصه هايم را در دلم ميريزم تا نکند غصه هايم دل خواهر را فرو بريزد !!

صبورتر شدم و هيچ نميگويم ، تا نکند گفته هايم را عمويم بشنود و در خلوتش باز

غريبانه بگريد و ياد تنهايی خودش بيفتد !


صبورترشدم اما فراموشت نکردم !!

اما به من حق بده ، حق بده ! تا لااقل برای يکبار هم شده بغض فروخورده پنج ساله ام

را بشکنم تا عقده های دلم را باز کنم و بگويم چه کشيدم و چه ميکشم !


پدر ! کاش ميشد به تنهايی گلهای سرخ باغچه زندگيت فکر ميکردی ! يا برای زرد

شدن آنها که مانند زردی گونه های من است، اشک می ريختی!

کاش ای پدر ! يکدم برای سکوت تنهايی من در شبهای دراز غم، تنها يک نسيمی

ميشدی بر بامهای انتظار !

و کاش ميشد با دستانی پر از گلهای ياس به ديدارم می آمدی و من دستان خسته از

راه رسيده تو را بوسه گرمی می دادم !

ای کاش !...ای کاش !

روح پاكت با اميرالمومنين محشور باد

خانه قبرت به الطاف خدا، پر نور باد

اي چراغ زندگاني، اي پدر، يادت به خير

خاطراتت در باغِ فردوسِ برين، مسرور باد

مهر و ماه ...

ما را در سایت مهر و ماه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 8:49

صفحه بندی