خرید بک لینک
اینجا دنیای من است با همه ی خوبیها و بدیهایش.باشد که به کسی برنخورد.اگر توانسته باشم در قلب یک انسانپنجره جدیدی را بسوی او باز کرده باشم ،زندگانی من پوچ نبوده است .زندگانی تنها چیزی است که اهمیت دارد،نه شادمانی و نه رنج و نه غم یا شادی .تنفر همان قدر خوب است که عشقو دشمن همانقدرخوب است که دوستبرای خودت زندگی کنزندگانی را به آن سان که خود می خواهی زندگی کنمن هر روز تغییر می کنمکارهایی را که به انجام رسانده امدیگر به من ربطی ندارد دیگر گذشته استمن برای زندگی هنوز نقدینه های بسیاری را در اختیار دارم .جبران خلیل جبران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 21:59

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟﯽ ﺍﻏﻠﺐ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﮔﺮ ﺣﻀﻮﺭﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﯾﺎﺩﺕ ﻗﻨﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﺗﺎ ﺭﻗﯿﺒﺎﻥ ﺳﻨﮓ ﺣﺴﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺎﺷﺎﻥ ﺯﻧﻨﺪﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺟﺎﻧﺎﻧﻪ ﺑﯿﻌﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﮔﺮ ﻓﺮﺍﻕ ﺍﻓﺘﺪ ﺩﻣﯽ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺒﺮ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺩﻝ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺭﺟﻌﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﻭﻗﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺍﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﺟﺎﻥِ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡﻣﻦ ﭼﻪ ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﻋﻄﺮ ﻧﺎﻣﺖ ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﭘﯿﭽﺪ ﺩﺭ ﺣﯿﺎﻁ ﺫﻫﻦ ﻣﻦﺩﺭ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢﺩﺭ ﺿﯿﺎﻓﺘﻬﺎﯼ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﻡﻣﺎﻩ ﻭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺍﺧﺘﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ + نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 13:7 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 20:06

گفته بودم بـےتــو مےگیرد دلم،

یادت ڪه هست؟

بـےنگاهت برگ مےریزد دلم،

یادت ڪه هست؟

برگ و بارے نیست دیگر،

گفته بودم نازنین...

لحظہاے دور از تو مےمیرد دلم،

یادت ڪه هست

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 13:11 توسط  | 

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 20:06

کاش بدانی دوست داشتنتخورشید نیستکه لحظهای بیایدو لحظهای برودماه نیستکه یک شب باشدو یک شب نباشدستاره نیستکه شبی پر شور باشدو شبی کم فروغباران نیستکه گاه شدت گیردو گاه نم نم بباردمثل نفس میماندهمیشه با من است.. + نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 13:13 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 20:06

پای پنجره نشستم کوچه خاکستریه باز زیر بارون من چه دلتنگتم امروزانگار از همون روزاست حال و هوام رنگ توئه کوچه دلتنگ توئه دلم گرفته دوباره هوای تو رو داره چشمای خیسم واسه ی دیدنت بی قراره این راه دورم خبر از دل من که نداره آروم ندارم یه نشونه می خوام واسه قلبم جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم این دل تنهام دوباره هوای تو رو داره هوای شهرِ تو وُ بوی گُلا؛ پیچیده توی اتاقم، مثِ خوابداره بد جوری غریبی می کنه؛ آخه جز تو، دردموُ کی می دونه؟دلم گرفته ...دلم گرفته... + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۲ ساعت 14:44 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 13:48

یه شوقی توی چشماته که رنگ آرزوهامهعمیق و ژرفه مثل شب ولی تموم دنیامهنترس از اوج تنهاییم که من از تو نمی رنجمهنوز شادی هامو اینجا با لبخند تو می سنجمهنوز حسم بهت خوبه هنوز حس می کنم هستیچقد خوشحالم از اینکه هنوز آرومی نشکستیاز این دیوونگی گیجم از این دلبستگی شادمچه حس خوبیه وقتی به تو اینجوری دل دادممثه برگی تو این پاییز به آغوش تو مدیونمتو باشی یا نباشی هم بهت وابسته میمونم + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 14:3 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 22:41

بگو کجایی چترمو برات بیارملعنت به من که نفست بنده به جونمخدا که میدونه دوست دارمهمش از خدا میخوام معجزه شه برگردی پیشمتو بهم بگو چرا خاطره هات یادم نمیرهمنو دنبال خودت توی این خیابونا نگردونآره پاییز اومده بهارمو ازم بگیرهآره پاییز اومده + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 16:20 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1402 ساعت: 15:30

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرمیک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریاافتادم و باید بپذیرم که بمیرمیا چشم بپوش از من و از خویش برانمیا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرماین کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی استمن ساخته از خاک کویرم که بمیرمخاموش مکن آتش افروخته ام رابگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 15:0 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 20:08

دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشیدواژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرددسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چیدنقش لبخند را بر چهره ی زیبایت خواهم پاشیدتا جرأت نوشتن این سطر لرزان را پیدا کنمتولدت مبارک خواهرمحقارت واژه ها را وقتی دیدم که نتونستن مهربونیت رو توصیف کنندبه اندازه تمام خوبی های دنیا دوستت دارم .تولدت مبارک عزیزم . . .روز تولد انسان ها در هیچ تقویمی یافت نمی شودچرا که فقط در قلب کسانی که به آنها عشق می ورزندحک شده استتولدت مبارک خواهر عزیزممهربانم …یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد / بوی گل ، نذر قشنگی نگاهت باشدو خداوند شب و روز و تمام لحظات / با همه قدرت خود پشت و پناهت باشدتولدت مبارک !عزیزتر از جانمتو قلبی به بزرگی دریا و روحی به وسعت آسمانها داریامیدوارم همیشه شاداب، خندان و سالم باشیتولدت مبارکدلم میخواد بدونی تو این همه ستارههیچ کی اندازه ی من نگاتو دوست ندارهتولدت پر از نور خوش اومدی ستارهاگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 0:0 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 اسفند 1401 ساعت: 16:41

اینجا دنیای من است با همه ی خوبیها و بدیهایش.باشد که به کسی برنخورد.اگر توانسته باشم در قلب یک انسانپنجره جدیدی را بسوی او باز کرده باشم ،زندگانی من پوچ نبوده است .زندگانی تنها چیزی است که اهمیت دارد،نه شادمانی و نه رنج و نه غم یا شادی .تنفر همان قدر خوب است که عشقو دشمن همانقدرخوب است که دوستبرای خودت زندگی کنزندگانی را به آن سان که خود می خواهی زندگی کنمن هر روز تغییر می کنمکارهایی را که به انجام رسانده امدیگر به من ربطی ندارد دیگر گذشته استمن برای زندگی هنوز نقدینه های بسیاری را در اختیار دارم .جبران خلیل جبران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 12:51

دلم میخواست تمام دنیا رو خبر کنم و بگم کهامروز تولد فرشته ی منه .دلم میخواست میشد تمام  زیباییهای دنیا رو برات جمع کنم و بیارم و بگم که چقدر خوشحالم.امیدوارم ۱۲۰ سال عمر کنی و همیشه موفق و پیروز باشیدوستت دارم همیشه.فرشته ی مهربونم تولدت مبارک + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:05

یه نمه بارون میزنهیاده تو میوفتمباور کن دست خودم نیستگوشیو بردار ازت بیخبرم خیلی وقتهعزیز من  این رسمش نیستداره بارون میزنه من که دلم لک زده بازببینم صورت ماهه تو با اون خنده نازتو فقط غصه نخور هرچی که شدسمه جدایی واسمون وقتشه پیدا شیدستامو وا میکنم که تو بغلم جاشییکی یک دونه منتو گل پونه ی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:05

مژده که ربیع آمد آن مطلب ماه نیلوبلاگ بدیع آمددل را بهاری کن ناشکری قبیح آمدبلبل به چمن آمد گل عشوه گری آمدجویبار به رقص آمد دل را شفیع آمدفرا رسیدن ماه ربیع الاول مبارکخدایاتـو را به مناسبتهای عزیز این ماه گرامی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1399 ساعت: 21:41

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند او می رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را بر ملا کند او قول داده اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 9:26

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاستمرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکندحتی این روزها گاهی پرواز میکنممن این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم … تقدیم به او که نبود ولی حس بودنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام زمانی تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 9:26

صفحه بندی