خدایا! چه غوغایی است !
حسین(ع) به پیشواز یارانش آمده است، چه صحنه ای! فرشتگان ندا می دهند که
هم سنگران علی و هم فکران حسین (ع ) از سنگر کربلا آمده اند
چه شکوهی!
من هم دوست دارم شهید بشوم و مشمول آیه ی کریمه " وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا
في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ " باشم
چرا فقط باید شاهد جان نثاری دوست و آشنایی باشم و حسرت بخورم که از
این قافله جا مانده ام ، آخر صبر و تحمل تاکی؟
یا حضرت زینب و حضرت رقیه اسم شماها راه گشاست .
وقتی اسم شما بانوی ایثار واقتدار می آید چهار ستون بدن من حقیر می لرزد
که من سگ روسیاه ، که باشم که بخواهم جان ناقابل خود را در راه دفاع از حرم امنتان
تقدیم کنم.
بی بی جان نوکرتان دستانش خالیست . چیزی ندارم که در طبق اخلاص قرار بدهم
و تقدیمشان کنم جز این جسم آلوده و ناقابل که اگه شما قبول کنید رو سفید
خواهم شد و گرنه من روسیاه خسران زده خواهم شد
رقیه جان شما را به خدا قسم می دهم از پدر بزگوارتان بخواهید که من را
هم به عنوان مدافع حرم خواهر و دخترشان قبول کند
رقیه جان اجازه ندید که حقیرتان شرمنده پدر و عموی بزگوارتان بشود
من هم دوست دارم سرم در دامان سرورمان قرار بگیرد و از دست حضرتش آب بنوشم
بی بی جان همانطور که امضاء برات کربلا به دست شماست ، شما را به
عمو عباس قسم می دهم یکبار دیگر هم لطفتان را شامل این حقیر بنمایید
و با آن دستان کوچکتان مجوز اینکه مدافع حرمتان باشم را امضا کنید
امید است که این سعادت هم شامل حقیرتان شود تا سراسیمه به طرفش بشتابم
و خود را فدای دفاع از حرمتان بکنم تا نزد اربابم رو سفید بشوم و جهان و این دنیا
را با تمام مظاهر فریبنده اش ترک کنم و به حقیقت و ذات دنیا که همان آخرت است برسم
ا ی که مرا خـوانـده ای،راه نـشـانـم بـده
در شـب ظـلـمــانی ام،مـاه نــشـانـم بـده
يوسـف مصری ز چـاه،گـشت چنـان پادشـاه
گـر کـه طـريـق ايـن بُـود،چـاه نـشـانـم بـده
بر قـدمت همچـو خاک،گريه کنـم سوزناک
گِل شد از آن گريـه خاک ،، روح به جـانم بده
از دل شـب می رسـد،نـور سـرا پـرده ها
در سـحــراز مشرقت،صـوت اذانـم بــده
سر خـوشـی اين جـهـان،لـذت يک آن بُـود
آنچـه تو را خـوشـتـر است،راه بـه آنـم بـده
از همه دوستان حلالیت می طلبم برایم دعا کنید
یا علی
مهر و ماه ...ما را در سایت مهر و ماه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 78